سلام وعیدتون مبارک
یک عالمه سلام ویک تبریک جانانه ویک معذرت خواهی به خاطر این همه غیبت طولانی.. از دخترم بگم که دیگه خانمی شده برای خودش وکم مونده من رو بزار توجیبش ماشالله زبون در حد تیم ملی وعشوه وادا که دیگه نگید خلاصه اونقدر سرگرمم کرده که دیگه وقت هیچ کاری ندارم واونقدر حرف میزنه بعضی وقتها دلم میخواهد فریاد بزنم هههههه من همون مامان نگرانم که میگفتم چرادخترم حرف نمیزنه باز هم مثل همیشه خدارو هزارمرتبه شکر میکنم به خاطر هدیه زیبای زندگی من مبینا خانم
نویسنده :
مامان مبینا
0:22
مبینا دست به کار شده
سلام سلام هزار تا سلام امروز مبینا برای اولین بار وبلاگش رو دیده وگریه میکنه ومیگه میخواهم عکس بزارم اونجا البته میگه میخواهم برم تو مانیتور وخلاصه این که میخواهد عکس هاش تو وبلاگش باشه والان داره بدجوری انتظار میکشه که عکسش رو براش بزارم تو وبلاگش این هم یک عکس از مبینا با ماشینش تو حیاط خونه که به انتخاب خود مبیناست ...
نویسنده :
مامان مبینا
11:11
دوستت دارم
عشق مامانی دوستت دارم خیلی ناز شدی ومن اگه تو نبودی میمردم هر روز که میگذره بیشتر عاشقت میشم وقتی بازی میکنی دلم برات میره خیلی زود بزرگ شدی انگار همین دیروز بود که نمیدونستم نی نی کوچولوی ٣ کیلویی رو چه جوری بغل کنم الان ماشالله این قدر بزرگ وخانم شدی که دیگه نمیتونم بغلت کنم برای بودنت برای سالم بودنت وبرای داشتنت از خدا هزاران مرتبه ممنونم راستش خودت میدونی که مامان اصلا وقت نداره برات بنویسه وعکس بزاره ای مامان تنبل.
نویسنده :
مامان مبینا
22:47
مبینا خانم من
یک عکس از عشق مامانی که دیگه خانومی شده واون نی نی بی حال وضعیف ٢٤٠٠ گرمی روز متولد شدنش نیست الهی مامان قربون اون ناز وادات برم ...
نویسنده :
مامان مبینا
16:51
من و مبینا اومدیممممممممممممممممممم
سلام سلام صدتا سلام من این بار با مبینا خوشگل مامان اومدم وبلاگش رو آپ کنم از این عشق مامان هر چی بگم نمیتونم احساسات رو بیان کنم عشق مامانی یه زبونی داره که دل آأم رو میبره البته دلم مامان وباباش رو خیلی میبره نمیدونم دل بقیه چه جوری میشه . خوشگل مامان خیلی بلا شده از همه چی سر در میاره برای همه چیز نظر میده ویک حرفهایی میزنه که از مخم دود بلند میشه . خوشگل مامانی عاشق آرایش کردن و رقصیدن وتا یک آهنگ میزاریم زودی میره یک لباس بلند می پوشه وخودش رو آماده میکنه تا برقصه ولی خنده دار اون موقع هست که آهنگ تموم میشه واین بار گریه میکنه که من اون آهنگ رو میخواهم .&...
نویسنده :
مامان مبینا
19:04
گل شیطون زندگیمون دوست دارم
سلام به همه دوستهاي خوبم سلام به همه اونهايي كه به وبلاگم سر ميزنيد امروز تونستم بيام وبلاگ عسلكم رو آپ كنم آخخخخخخخخخخخخخخخخخخ كه از شيطوني هاش واز شيرين زبوني هاش هر چي بگم كم گفتم نميدونيد عسل ماماني مبينا جونم چه قدر دوست داشتني شده عاشق حرف زدنهاشم عاشق بازي هاي با مزه اش هستم . از بازي هاش بگم كه آمپول زدن از مهمترين بازي هاي مبينا شده اونقدر به من آمپول زده كه ديگه اگه سرنگ سوزن داشت تا حالا مرده بودم عزيزكم هفته پيش به خاطر عفونت ادراري 3 روز بيمارستان بستري شده بود حسابي رو ذهنش وبازي وحركاتش اثر گذاشته همش داره اون روزها رو تكرار ميكنم تكه كلامش شده ((من دوروز بيمارستان خوابيده بودم خاله سون زد)) الهي ما...
نویسنده :
مامان مبینا
9:18
وای که چه قدر دلم تنگ نوشتن کرده
سلام به همه دوستهای خوب میدونم که میگید خیلی بی معرفتم ولی مبینا خانم گل گلی وقت برام نزاشته فقط اومدم بگم عاشقشم وواز خدا به خاطر داشتنش ممنونم سر فرصت میام واز مبینا جونم مینویسم
نویسنده :
مامان مبینا
2:22
آخرین روزهای سال 90
سلام به همه دوستهای گلم امروز اومدم تا آخرین پست سال ٩٠ رو بزارم واز دخملی گلم بگم از عشق مامانی بگم که این روزها بد جوری دلم رو میبره حسابی خودکفاست واز اینکه تو کاری کمکش کنم بدش میاد عشق مامانی اگه سرحال باشه وجاییش درد نکنه وگشنه هم نباشه حسابی با خودش بازی میکنه واصلا اذیتم نمیکنه خیلی بهتر از قبل با خودش بازی میکنه وخودش رو سرگرم میکنه ولی امان از وقتی که عصبانی بشه ویا لج کنه ووای از روزی که کسی رو حرفش حرف بزنه وای خدا بقیه اش رو نمیگم خودتون حدس بزنید قیافه بچه ها وقتی لج میکنند چه شکلی میشه واما بگم که من ومبینا گلی وبابایی تا ٣ روز دیگه میریم مسافرت وبعد از عید که برگشتیم میام واز روزهای عید دوم مبینا مینویسم فعلا هیچ خر...
نویسنده :
مامان مبینا
16:51




